نتایج جستجو برای عبارت :

يک روز صبح از خواب بيدار شدم ناگهان ديدم که چند

   مثل یک روز که بیدار می‌شوی و بی‌دلیل حالت خیلی خوب است، مدتی است بی‌دلیل خواب‌ تو را می‌بینم! مثلا خواب می‌بینم در جمع فامیل تو هستم و تک تک‌شان را به اسم می‌شناسم، بعد فردایش برایم می‌گویی دیشب در جمع، بحث سفر تو به جنوب بود. هر دو به تعبیر خوابم می‌خندیم و رد می‌شویم. یک ماه بعد دوباره خواب می‌بینم "پشت فرمان ماشین تو نشسته ام و در شهر خودمان رانندگی میکنم و با خوشحالی زیادی می‌گویم چقدر ماشین راحتی است". دو روز بعد به بهانه‌ی کار
خانه را که تعمیر کردیم، اطراف پنجره را گچ نگرفتیم. دیشب از روزنه های کنار پنجره یک گنجشک سیاه بخت وارد اتاقم شده و خودش را دیوانه وار به در و دیوار میکوبید. دمش کنده شد، بالهایش تمام زخمی شد. 
من در همان حالت خواب و بیداری، پنجره اتاق را باز کردم تا خودش را نجات بدهد. در همان حال به رخت خواب برگشتم و به خواب عمیقی فرو رفتم. 
با صدای اذان که در گوشم سوت کشید بیدار شدم و به اطرافم نگاهی انداختم. هوا خیلی سرد و کشنده بود و من تنم در برابر سرما نازک و
زمستان سال ۱۴۰۲ یا ۳ بود. واضح یادم نیست. هفته‌ی سرد و کولاکی‌ای بود. یک هفته‌ای بود همه جا سفیدپوش بود. شب سوم یا چهارم یخبندان‌های آن زمان بود که خواب برف سنگین دیدم.در خواب دیدم: داشتم برف‌بازی می‌کردم که ناگهان از سایه‌ی سرد و تاریک دوردست پسرعمویم هم آمد و شروع کرد راه رفتن روی یخ‌ها و برف‌ها. خِرت‌خِرتِ صدای خُرد شدن یخ‌های برف صدای دلنشینی در فضا منعکس کرده بود.»داشت از کنارم می‌گذشت که مادرم برای رفتن به مدرسه بیدارم کرد. اتفاق
داستان کوتاه پند آموز
مردی در خواب میدید
  داشت در جنگل‌های آفریقا قدم می زد که ناگهان صدای وحشتناکی که دائم داشت بیشتر می شد به گوشش رسید. به پشت سرش که نگاه کرد دید شیر گرسنه‌ایی با سرعت باورنکردنی دارد به سمتش می‌آید و بلافاصله مرد پا به فرار گذاشت و شیر که از گرسنگی تورفتگی شکمش کاملا به چشم می‌زد داشت به او نزدیک و نزدیک‌تر می‌شد که ناگهان مرد چاهی را در مقابل خود دید که طنابی از بالا به داخل چاه آویزان بود.
سریع خود را به داخل چاه ان
داستان(قابل استفاده درمجلس ختم و ترحیم )کاغذهای برات از آتش برای اموات!آقای حاج شیخ اسماعیل جاپلقی گفت: جوانی به عتبات رفته و شش ماه در آن جا بود. در ابتدای ورود، شبی در خواب دید در وادی السلام نجف است و کاغذهایی از آسمان می‌ریزد و مردگان جمع می‌کنند؛ ولی یک نفر ایستاده و هیچ اعتنایی به آن‌ها نمی‌کند!!جوان گفت: نزدیک رفته، پرسیدم: این کاغذها چیست؟ جواب داد: دعای مسلمانان دنیا که می‌گویند: اللهم اغفر للمؤمنین والمؤمنات، به این صورت برا
داستان خواب آیه الله اراکی درباره امیرکبیر و شفاعتش نزد امام حسین :آیت الله اراکی فرمود:شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت .پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟با لبخند گفت خیر.سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟گفت: نهبا تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟جواب داد: هدیه مولایم حسین است!گفتم چطور؟با اشک گفت:آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم می‌رفت تشنگی بر من غلبه کر
داستان خواب آیه الله اراکی درباره امیرکبیر و شفاعتش نزد امام حسین :آیت الله اراکی فرمود:شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت .پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟با لبخند گفت خیر.سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟گفت: نهبا تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟جواب داد: هدیه مولایم حسین است!گفتم چطور؟با اشک گفت:آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم می‌رفت تشنگی بر من غلبه کر
داستان خواب آیه الله اراکی درباره امیرکبیر و شفاعتش نزد امام حسین :آیت الله اراکی فرمود:شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت .پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟با لبخند گفت خیر.سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟گفت: نهبا تعجب پرسیدم پس راز این مقام چیست؟جواب داد: هدیه مولایم حسین است!گفتم چطور؟با اشک گفت:آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم می‌رفت تشنگی بر من غلبه کر
چند وقت پیش داشتم فکر میکردم یه ارزش مهم برای من اینکه که فعال و جاری و در حرکت باشم و راکد نباشم. بعد خواب دیدم یه نفر بهم کفت این شطرنج از چوب ساخته شده و ما حرکتش میدیم. و این نشون میده درخت فلان (اسم درختو گفت) هم شده سالی یک بار حرکت میکنه، دیگه چه برسه به ادم. بعد این حرفش تو خواب و بعد تو بیداری بهم امید داد که چیزای خوب اتفاق میفتن. 
 
حالا نمیدونم اینو جایی خونده بودم قصیه شطرنجو یا نه اما خواب خیلی به جایی بود :)
یکی از بیماری هایی ام که زندگی عادیمو مختل می کنه اینه که سوراخای بینی آدما رو بجای چشماشون در نظر میگیرم :/خواب دیدم رفتم یه فروشگاه بزرگ که همه چیز داشت از شیرمرغ تا جون آدمیزاد. منم با یکمی گشت زدن بالاخره تونستم از اونجا کتاب پیدا کنم. جلوتر که رفتم دیدم همشون دفترن. ناامید شدم تا اینکه طبقه بالایی دفتر ها بالاخره کتاب رو دیدم. ولی دست دراز کردم که برش دارم دیدم جعبه سی دیه O_o نمی خوام بگم وحشتناک ترین خواب زندگیم بود که مثلا شبیه روشنفکرا ب
داستان آموزنده تعبیر خواب !
مردی داشت در جنگل های آفریقا قدم می زد که ناگهان صدای وحشتناکی که دایم داشت بیشتر می شد به گوشش رسید.
به پشت سرش که نگاه کرد دید شیر گرسنه ایی با سرعت باورنکردنی دارد به سمتش می آید و بلافاصله مرد پا به فرار گذاشت و شیر که از گرسنگی تورفتگی شکمش کاملا به چشم می زد داشت به او نزدیک و نزدیک تر می شد که ناگهان مرد چاهی را در مقابل خود دید که طنابی از بالا به داخل چاه آویزان بود.
سریع خود را به داخل چاه انداخت و از طناب آویز
خواب بودم و مریض روزی که حدودای ساعت ده یازده صبح زنگ زدی و من صدای زنگ گوشی رو قطع کرده بودم .بیدار که شدم تو وضعیتها دیدم که عصبانی شدی .حرفی نزدم . کمی فکر کردم .من که طاقت جواب ندادن به تو رو نداشتم .هیچ وقت این توان رو نداشتم و اصلا دوست نداشتم که بتونم و جواب تلفنت رو ندم .اما این بار اتفاقی افتاده بود به نفع تو بود .من به این نقطه رسیده بودم که با بودنم به تو آسیب خواهم زد .وقتی از خواب بیدار شدم که حدودای ساعت یک و نیم بود خیلی توی فکر
داستانی که میخوام براتون تعریف کنم درمورد خودمه خونه ای ما تو یه روستایی خیلی قشنگه خونه ای ما کنار راه اهنه که هنوز ساخته نشده خونه پسر داییم کمی از خونه ای مادور تره منو پسر داییم همیشه باهم بودیم من وقتی هشت سالم بود همیشه از تاریکی میترسیدم هنوز هم میترسم طرفایی نه سالم بود که یه شب خواب عجیبی دیدم مثل خواب در بیداری بود ساعت چهارو نیم بامداد بود من همیشه وقت اذان بلند میشدم تا مامانمو بیدار کنم وقتی بلند شدم صدای اذان به گوشم نمیخورد به
داشتم خواب می دیدم، تقریبا هیچی یادم نیست. فقط یادمه قبل از اینکه بیدار بشم اینو گفت:"ما دو تا ذهنیت متفاوتیم، ترکیبمون میشه یه آهنگ محلی"  + خواب های من اینطوری نیست. عموما خیلی پرت از این حرفاست. یه عالمه آدم بی جنسیت داره که چهره هاشون معلوم نیست. چهره ی منم معلوم نیست. میخوام بگم تو خواب های من، زیبایی ظاهری نیست، چه بسا غیر خواب هم به نظرم همه یه جورایی زیبایی دارن. یعنی تقریبا خیلی غیر ممکنه کسی رو ببینم و فکر کنم چیزی برای زیبا بودن ندار
همیشه مرا وقتی میدید،آنقدر نگاهم میکرد که خسته نمیشدهمیشه وقتی دستانم را میگرفت ، رها نمیکرد، مرا از خودش جدا نمیکردهمیشه با من بود یا به یادم ، حتی در خواب هم می آمد به خوابمشب تمام شد و بیدار شدم ، انگار که از عشقش بیمار شدم.نمیدانم خواب بودم یا بیدار ، بعضی وقتها حتی یادش نمی آمد لحظه دیدار.نمیدانم در یادش ،بودم یا نبودم ، هرچه بود یکی بود ، یکی نبودقصه ای بود از دو عاشق ، که اینجا حالا من مانده ام تنها.همیشه وقتی مرا میدید ، نگاهش به
عشق را درسینه پنهان.کرده بودی ، دیدم .درقل بند وزندانش.کردی ، دیدم .عصرآدمهای کوکی هست و ، رباط .توهوایی شهر کشته بودی ، دیدم .اهل روستای جهانی هستم ، روبری پنجره .آه گلستان کرد بودی ، راهش را دیدم .بی قرارم مثل ابرهای بهاری ، در هوایت .تونوازشگر باران بودی ، جمالت دیدم .وقف دیدارجمالت کردم ، آئینه را .تومرا می دیدی و ، منهم ترا دیدم .کاش میشد مهمانم شوی ، برسفرام امشب .لعن شیطان و.خدارا شکرکنم ، تا ترا بینم .غرآ
شجاع بودن یعنی بیدار شدن از خواب در مواجه با روزی که ترجیح میدهید از خواب بیدار نشوید.و اگر شما احساس میکنید که بیداری هروز برایتان مانند سوهان روح است ، پس اشکالی ندارد اگر شجاع نباشید! فقط چشمهایتان را ببندید و بخوابید . 
ادامه مطلب
ساعت8صبح شنبه:
با صدای آلارم موبایل هایمان از خواب بیدار می‌شویم.روی تخت هایمان می‌نشنیم و خیره می‌شویم به دیوار روبرو.
-برنامه امروز چیه؟
+صبح پاراسل و شاتل و غواصی،ظهر احتمالا خیلی خسته ایم پس خواب،شبم ساحل و کافی شاپای دم ساحل!
ایستاده ایم پشت پنجره اتاقمان.ساختمان های بلند،آسمان آبی و آفتابی،هوای تمیز،بادخنک،دریا هم کمی مشخص است.دود های سیگار را از ریه هایمان بیرون می‌کنیم و بیدار شدن جزیره را تماشا می‌کنیم!هر چند جزیره زیست شبانه ی
نشسته ام پشت لپ تاپ آیه، اینترنت همراه ایرانسل در حد لالیگا صفجه باز می کنه جوری که نمی تونم به هوس نشستنم غلبه کنم. تا 5 صبح با آیه و فاطمه حرم بودیم. وقتی هم برگشتیم بهار خانم شاد و شنگول از خواب نیمه شب، تازه بازی اش گرفته بود و عملا تا 7 صبح اجازه نداد فاطمه بخوابه، منم 8 بیدار شدم که کارام رو اینترنتی بفرستم. وقتی بیدار شدم دیدم زهرا و نعیمه و مهتاب رفتن حرم.
الان سهند بی تابی می کنه و مریم رو بیدار نگه داشته، فاطمه و آیه و بهار خوابن و من خیل
سوهو:اولین بار بود که مینسوک انقدر می خوابه. اون معمولا زود تر از همه از خواب بیدار می شهالبته به هر حال امروز خوابیدنش بهتر بود.کیونگسو، چانیول و بکهیون رفته بودن بیرون. خرید. برای تولد مینسوکجونگ جونگ (چن و کای) و یشینگم خواب بودنفقط من و سهون بیدار بودیم و بی کار داشتیم تلویزیون نگاه می کردیمیهو صدای جیغ از طبقه ی بالا اومدهر کی اونجا بود خواب بود که.سریع رفتم بالا و فهمیدم صدای مینسوک بود.جلوی تختش نشستمرنگش پریده بود و چهرش خیلی تر
پاورپوینت اختلال خواب
پاور پوینت اختلال خوابپاور پوینت اختلال خواب - در 14 اسلایداختلال خواب: اختلالی است شامل زیاد یا کم خوابیدن ، پریدن از خواب ، نرفتن به مرحله خواب عمیق و سخت به رخت خواب رفتن است.
اختلال خوابچند مشکل در ارتباط با اختلال خواببی خوابی اولیهپرخوابیخوابگردیکابوسعلل بی خوابیراه درمان اختلال خواب
و
آیا برای تغذیه باید کودک را بیدار کنید؟
بسیاری از والدین تعجب می کنند که آیا باید نوزادان خود را برای تغذیه بیدار کنند؟ امروز دیدگاه های متناقضی در این باره وجود دارد. از طرف دیگر ، برخی از افراد معتقدند که بچه ها باید هر ۲ تا ۴ ساعت یکبار تغذیه شوند ، حتی اگر لازم است کودک خود را بیدار کنید.
نوزادان به چه میزان خواب نیاز دارند؟
اول از همه ، شما باید در مورد عادات خواب سالم کودکان بیشتر بدانید. این به شما کمک می کند که کودک به اندازه کافی استر
یک ماه پیش م کاموا خریدیم و یک جفت میل هم همراهش برداشتیم. مادرم می خواهد آنها را شال و کلاه کند. از همان روز مادرم شروع به بافتن کرد و الان تا حدودی شال را تمام کرده است. 
برادر من دامپزشک است و برای خودش یک گربه ی ملوس دارد.اول از او خوشم می آمد‌٫ تا اینکه یک روز شال زیبایم را شکافته شده دیدم. حدس می زدم کار گربه باشد و حدسم هم درست بود.
آن روز آنقدر گریه کردم که خوابم برد و در خواب غرق شدم:
یک گربه ی بزرگتر از من جلوی رویم بود. داخل یک خان ک
داستان ترسناک تشویشسلام ؛ راستش من چند تاخواب دیدم و گفتم براتون ارسال کنم تا توی سایت قرار بدین .خواب اول :خواب دیدم توخونه ایی هستم همراه با دخترداییم بعد مهمون
اومد براشون چایی بردم اون محلی ک مهمونا نشسته بودن کمی تاریک بود مهمونا
سه تا خانم چادری بودن یهویی چشمم به پاهاشون افتاد داد زدم جن !! یهو اونا به سمتم
حمله ور شدن در ادامه خواب دیدم تو خونه ی خودمون هستم یه خانم بسیار
زیبایی اونجا هست بهم گفت میخوای از آیندت بدونی گفتم اره گفت
۱در تمام زمانی که توی این خونه زندگی کردم حاضرم قسم بخورم بیشتر از در‌هایی که باز کردم، بستم. ✰✩☆✰✩☆✰ ۲چراغ اتاقش روشنه، اما من الان از سر خاکش برگشتم. ✰✩☆✰✩☆✰ ۳یک عکس از خودم که روی تختم خوابیدم تو گوشی‌م بود. من تنها زندگی می‌کنم. ✰✩☆✰✩☆✰ ۴بچه‌ام را بغل کردم و توی تختش گذاشتم که به‌م گفت: بابایی زیر تخت را نگاه کن هیولا نباشه.» من هم برای اینکه او را آرام کنم، زیرتخت را نگاه کردم. زیر تخت بچه‌ام را دیدم که به‌م گفت: بابایی
مثل نویسی صفحه83 خفته را خفته کی کند بیدار
مقدمه:انسان در پستی و بلندی های روزگار هزاران بار مورد سنجش و آزمون قرار می گیرد . بارها زمین می خورد و یا گاهی از سر غفلت به خواب می رود. مهم این است که اگر زمین خورد، برخیزد و یا اگر خوابید بیدار شود اما آیا امکان دارد کسی را که از غفلت خوابیده بتوان بیدار کرد؟
تنه انشاء:در میان انبوه آدم هایی که در حال گذراندن زندگی و پیمودن این مسیر پر تلاطم هستند، دو گونه افراد به چشم می خورند عده ایی که منتظر تلنگری
ببین چراغ روشن بودن خونه دلیل به بیدار بودن و بیکار بودن نیست !الان یکی از همسایه هامون اومد در خونه این همسایه بغل خونمون اینا هم برای یه شهر دیگه هستند فکر کنم کرمانشاهی اند در میزنه میگه بیداری؟ببخشید بیدارت کردم خوابم نمیبرد گفتم چراغ شما روشنه ببین چراغ روشن بودن پارکینگ یکی دلیل نمیشه که چراغ داخل خونش هم روشن باشه این خانوم که میگم فکر کنم کرمانشاهی اند مشخصه خانوم مظلوم و کم رویی هستند واگرنه الان باید  بداخلاقی کنند متاسفم واق
دیشب وقتی خیلی خسته و خواب الود بودم بچه م گیر داد که براش قصه بگم. منم مغزم خاموش بود. هیچ اسمی یادم نمیومد که در موردش قصه بگم. همینجوری اسم اقدس رو برای شخصیت داستانم انتخاب کردم! گفتم یه دختری بود به اسم اقدس. هیچ وقت حرف مامانشو گوش نمیداد! و الی اخرصبح که بچم از خواب بیدار شد همش راه میره میگه اقدس اقدس اقدس!!! اسمش براش جالب بوده تو ذهنش مونده 
کودکان در موقعیت های مختلف مثلاً هنگام بیماری دچار بی خوابی می شوند. از اینرو والدین به فکر استفاده از داروی خواب آور کودکان می افتند. در این مقاله می خواهیم به شما بگوییم که شربت یا داروی خواب آور کودکان را استفاده کنیم یا نه؟ که این اطلاعات نتایج جدیدترین تحقیقات را به شما بیان می کند.
هدف شما از اینکه می خواهید داروی خواب آور به کودکتان بدهید چیست؟ بهترین کار این است که از همان ابتدای تولد نوزاد مصرف انواع داروها را به حداقل برسانید اما چ
دیشب خواب دیده یک پسر کوچک در بغل دارد. از خواب پریده، دیده بچه کنارش نیست. هول کرده و توی سرش زده که کجا رها کردم این بچه را بی شیر و غذا؟ بعد به خودش آمد. آرام نشست توی رختخواب. گفت فکر کردم یادم رفته بچه‌م رو. گفت بعضی وقت‌ها هم خواب می‌بینم‌ دختر خانه‌ی آقامم در باغ و دو سه روز یادم رفته غذای گاو و گوسفندها را بدم.

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

ترجمه مقاله دانلودستان نجیب shzpl نرم افزار ارجینال Visualizer 3D seowatch باشگاه فرهنگی ورزشی شهروند عباس آباد دانلود فایل پی دی اف کتاب   تولید محتوای آموزشی و بازی