نتایج جستجو برای عبارت :

قطارعشق شهروز

  فروشگاه دیدم که اون قایق فقط یه ماکت بوده و سرجمع نیم کیلوگرمم وزن نداره و پوسته ی کاغذیش پاره شده و توی هوا تاب میخوره ، سریع چهره ی شهروز توی ذهنم تداعی شد ، نگاه کردم دیدم ته فروشگاه هنوز یه موتور سیکلت هارلی دیویدسون پارکه ، که روش نوشه ، شهروزرفتم و شلنگ بنزینش را پاره کردم ، یه فندک زدم و در رفتم کل وجودم خشم بود ، برگشتم خونه ، دیدم جلوی خونه مون شلوغه ، با تعجب دیدم که قایق رو شهروز آورده و با پدرش دارند تحویل میدند ، رفتم جلو ، شهروز
سرهنگ پاسدار شهید شهروز مظفری نیا تولد: ۱۳۵۷ قم شهادت: ۱۳ / ۱۰ / ۱۳۹۸ بغداد فرمانده تیم حفاظت حاج قاسم او مثل فرمانده اش شجاع و با ایمان و بخصوص با نیروهای تحت امرش مهربان بود وی آرزوی شهادت داشت و همیشه حسرت می‌ خورد که شهید مدافع حرم نشد! مخصوصا در زمان شهادت محسن حججی، می‌ گفت چه شهادت قشنگی داشت و حسرت این شهادت را می‌ خورد و همچنین آرزو داشت در حرم حضرت معصومه(س) دفن شود. بالاخره به آرزویش رسید با پیکری که سوخت و اِرباً اِربٰا شد از شهروز د
شهر خیس کوچک ما[۱] مجموعه دوازده داستان از شهروز براری صیقلانی ست موضوع این آثار اجتماعی‌ست و نویسنده ضمن انتخاب روش واقع‌گرایانه برای بیان اغلب داستان‌ها و فراواقع‌گرایی برای برخی داستان‌ها، مسائل انسان مدرن و البته هنوز پایبند به سنتهای بومی را در گذار از جامعه سنتی نشان داده است. مشخصه‌های مشترک این داستان‌ها عبارتند از: تشخص جغرافیا، فرهنگ بومی، رفاقت و مهر و دوستی، باورهای عامه، دلبستگی به خاطرات، عدم قطعیت و مصائب مردم فرودست
گروه فیلم و سریال شبکه دو سیما برای نوروز ۹۹ سریال به کارگردانی برزو نیک نژاد را برای مخاطبان این شبکه در نظر گرفته است.
گروه فیلم و سریال شبکه دو سیما برای نوروز ۹۹ سریال به کارگردانی برزو نیک نژاد را برای مخاطبان این شبکه در نظر گرفته است.
این سریال ۳۰ قسمتی به تهیه کنندگی ابراهیم آرزو و شهرام دانش پور در مرحله پیش تولید است و به زودی در تهران کلید خواهد خورد.
توسط شهروز شکورزاده و برزو نیک نژاد نگاشته شده و در خلاصه داستان آن آمده:
  خویشتن خویش _ بقلم توانمند شهروز براری صیقلانی از مجموعه بیست و دو داستان کوتاه تشکیل شده که در عین مستقل بودنشان ، دارای نکاتی مرتبط و مشترک هستند که سیر پیوستگی زنجیرواری را  از آغاز تا پایان طی میکند .    (درون مایه و محتوای کلی این اثر ، درگیری های  ذهن و نجوای دل با یکدیگر است. گاه درگیری بشکل. وجدان بیدار و  وسوسه های مادی گرایانه ظاهر میشود و گاه بین  عقل سلیم و احساس  یک مجادله ی درونی و جنگ خاموش در جریان است و. )           •••یک قسم
داستان کوتاه  . نام اثر_قصه های خیس رشتنویسنده _شهروزبراری صیقلانی// اپیزود چهارم //نشر منثورمجد//مجوزفیپا*کدشابک اسفند ماه سال یک سه هشت و سه رسید و من در عبور از پیچ تند هجده سالگی با ه دغدغه های دخترونه ای درگیر شدم که از جنس اضطراب و استرس های ناتموم و همیشگی بود و هروقت و هرمکانی بی اختیار به یاد دبیر بداخلاق شیمی می افتادم و از اینکه ترم اول توی سوم تجربی برای اولین بار در زندگی شیمی رو تجدید شده بودم عذاب وجدان میگرفتم ، هفته ی اول اسفند
داستان کوتاه  . نام اثر_قصه های خیس رشتنویسنده _شهروزبراری صیقلانی// اپیزود چهارم //نشر منثورمجد//مجوزفیپا*کدشابک اسفند ماه سال یک سه هشت و سه رسید و من در عبور از پیچ تند هجده سالگی با ه دغدغه های دخترونه ای درگیر شدم که از جنس اضطراب و استرس های ناتموم و همیشگی بود و هروقت و هرمکانی بی اختیار به یاد دبیر بداخلاق شیمی می افتادم و از اینکه ترم اول توی سوم تجربی برای اولین بار در زندگی شیمی رو تجدید شده بودم عذاب وجدان میگرفتم ، هفته ی اول اسفند
فرق بین داستان کوتاه و بلند و نیمه بلند چیست؟ 
تفاوت ماهیت داستان کوتاه با نوول رمان چیست؟ 
حجم و محتوای هرکدامشان چه نشانه ها و مشخصاتی دارد؟ 
جلسه ی فوق برنامه 29آذر ماه سال هزاروسیصدو نود و دو _ کانون پویندگان دانش، فن نویسندگی با شهروز براری صیقلانی مدرس ارشد سازمان آموزش عالی کشور در مجتمع فرهنگی هنری خاتم الانبیا ساعت 10صبح .سالن همایش /هنرجویان تا این لحظه؛71 نفر ورودی
برگزارکننده و مدیریت کانون آقای سید عبدالله نواب نیا با همکاری موس
دیوارهای آجرپوش که پیچکها همچون بختک برویش خیمه زده اند و تمام چهار گوشه ی خانه را یک به یک تصرف نموده و از تمام دیوارها بالا رفته اند ، در گذر زمان طی سالیان متمادی این خانه همچون سوهان روحم بوده
هربار که از نبش کوچه اش گذر کرده ام ، بی اختیار به یاد تلخ ترین حادثه ی روزگارم افتاده ام . 
و هربار به یاد گناهی افتاده ام که نابخشودنی ست
گمان میکردم مرور زمان مشکل را حل خواهد کرد ، اما ، عذاب وجدان ، امانم را بریده . خسته شده ام ، میخواهم از این شهر
ه
  دیباچه  اثر پستوی شهر خیس .  
 
                         به‌نام‌او
 
__پیش‌درآمد     
بی‌شک شما نیز طی عبور از مسیر پرفراز نشیب زندگانی با وقوع اتفاقاتی فرای منطق و دور از باور برخورده اید. اما پاسخی منطقی و قابل درک برای اینچنین حوادثی در نمییابیم و دیر یا زود از آن عبور و سرگرم روزمرگی هایمان میشویم . این روزها گاه چنان در روزمرگی‌هایمان غرق میشویم که دلمان برای نجوایِ درونی‌یمان تنگ میشود. همان نجوایی که گاهوبیگاه ما را گوشه‌ی خلوتی از
شهروز براری صیقلانی مدرس ارشد سازمان آموزش عالی کشور در دوره ی آموزش نویسندگی. چگونه نوشته مان را طولانی تر کنیم؟ شهروز براری صیقلانی مدرس. در عرصه ی چاپ نشر توزیع و بازار کتاب در کشورهای توسعه یافته ( اروپا و امریکا) به آن دسته از کتاب های داستانی، رمان گفته می شود که عموما بیش از 330 صفحه باشد. البته تعداد صفحات یا لغات معیار درست و دقیقی نیست که بخواهیم خودمان را به آن مقید بکنیم. اینکه در اقتصاد نشر روی حجم و طولانی بودن رمان (کمیت) تاکید م
در عرصه ی چاپ نشر توزیع و بازار کتاب در کشورهای توسعه یافته ( اروپا و امریکا) به آن دسته از کتاب های داستانی، رمان گفته می شود که عموما بیش از 330 صفحه باشد. البته تعداد صفحات یا لغات معیار درست و دقیقی نیست که بخواهیم خودمان را به آن مقید بکنیم. اینکه در اقتصاد نشر روی حجم و طولانی بودن رمان (کمیت) تاکید می شود دلایل خودش را دارد که وما با شاخص های کیفیت رمان منطبق نیست. عموم خوانندگان رمان هم دوست دارند کتابی که برای مطالعه تهیه می کنند ساعت ها
 . داستان کوتاه داستان کوتاه، روایت نسبتا کوتاهی است که در آن گروه محدودی از شخصیت‌ها در یک صحنه منفرد مشارکت دارند و با وحدت عمل و نشان دادن برشی از زندگی واقعی یا ذهنی در مجموع تاثیر واحدی را القا می‌کنند. از نظر کمی، داستان کوتاه روایتی است کوتاه‌تر از رمان با کمتر از ۱۰ هزار کلمه که حوادث و اشخاص آن محدودند و برخلاف رمان که ممکن است تاثیرات متعددی بر خواننده بگذارد، تاثیر واحدی را القا می‌کند؛ بنابراین داستان کوتاه افشرده و خلاصه رما
شهروزبراری صیقلانی هنرکده سروش کارگاه داستان نویسی خلاق
راننده چمدان ها را یکی یکی از صندوق عقب ماشین بیرون می آورد و می گذاشت کنار ساختمان با سنگهای سیاه ، نام ساختمان پارسا بود اما حروف برجسته ی نصب شده بر نمای ساختمان کج و نامفهوم شده بود ، گویی نیمه ی دومش یعنی سا براثر باد و طوفان جدا و مفقود شده است . مهشید توی تاریکی کلیدها را یکی یکی نگاه می کرد. کلید در ساختمان را پیدا کرد و در را باز کرد و به راننده گفت: لطفا” چمدان ها را بیارید طبقه
 پسرک را میشناختم ، از زمان های قدیم او را به یاد دارم ، او نیز هم سن و سال من است . در کودکی او را کمتر میدیدم ، زیرا قدم به بلندی آینه ی دیواری نبود ، اما از زمانی که صورتم ریش و سبیل را شناخت ، همواره با پسرک هنگام اصلاح صورتمان رو در رو میشدم. گاه در بوتیک، و هنگام خرید ،او نیز هم قواره ی من است اما اعتراف میدارم که واقعا از او خوشم می اید ، زیرا سرحد کمال است و به عبارتی یک جنتلمن تمام عیار. ولی همواره خواهرم میگفت که شما ، مغرور و خودشیفته اید،
پژوهشگر شهروز براری صیقلانی تابو جستارهای مربوط تابو یا تَبو یا پَرهیزه آن دسته از رفتارها، گفتارها یا امور اجتماعی است که برطبق رسم و آیین یا مذهب، ممنوع و نکوهش‌پذیر است. برای نمونه نام بردن از اندام‌های تناسلی در محافل رسمی در بسیاری از اقوام جهان یک تابو است.  واژه تابو از زبان تونگا که یکی از زبان‌های پلی‌نزی است وام گرفته شده‌ . به عقیدهٔ اهالی جزایر پولینزی، برخی از اشخاص یا اشیاء (مانند کشیشان، جادوگران، اجساد مردگان، ن زائ
پژوهشگر شهروز براری صیقلانی تابو جستارهای مربوط تابو یا تَبو یا پَرهیزه آن دسته از رفتارها، گفتارها یا امور اجتماعی است که برطبق رسم و آیین یا مذهب، ممنوع و نکوهش‌پذیر است. برای نمونه نام بردن از اندام‌های تناسلی در محافل رسمی در بسیاری از اقوام جهان یک تابو است.  واژه تابو از زبان تونگا که یکی از زبان‌های پلی‌نزی است وام گرفته شده‌ . به عقیدهٔ اهالی جزایر پولینزی، برخی از اشخاص یا اشیاء (مانند کشیشان، جادوگران، اجساد مردگان، ن زائ
         (تابستان 1398_ رشت بارانی) یک شنبه 14 ژوئیه "16:06' جلسه مدرسان گیل + پویندگان ، شرکت برای عموم آزاد و رایگان . کارگاه داستان نویسی شاهین کلانتری# مدرس؛ شین ب صاد ، هماهنگ کننده: مهرانه یوسفیان _، مجوز برگزاری: ***4370/02الف وزارت ارشاد و معارف اسلامی، استان گیلان ، کلانشهر رشت ، منطقه دوم ، ناحیه یک ، زیر نظر نهاد کانون های پرورشی و فکری و هنرکده هنرهای نوشتاری، رده سنی کلاس: 16سال به بالا ، تعداد هنرجویان حاضر در جلسه: آزاد /نامحدود .   راوی: هان
 
پسرکی درون آیینه ی تَرَک خورده و مات ، خیره به من مبهوت ماند ، پس از مرگ پدر مرغ عشق درون قفس دیگر نخواند ، همین پسرک خیس و مغرور بود که به من پیشنهادی بی عقلانه داد، و من نیز سراسر احساس ، مجذوب طرز نگرشش بودم ، بی آنکه منطق را در نظر بگیرم چشم و گوش بسته پذیرفتم ، و او نیز همراهم آمده بود و با کمی فاصله در جایی از همان اطراف ، پنهانی ناظر بود و بی وقفه زیر گوشم میگفت: تردید نکن ، اسارت پرنده ی عاشق پیشه در قفس زنگارزده گناهی ست که به سرشت پاکمان
داستان‌پانزدهم★           (جنون_مرگ)   __مهربانو  ، در امتداد شوم‌ترین و   کینه‌جویانه‌ترین اقدام زندگیش  حرکت کرد و  طبق نقشه ای از پیش تعیین شده ، کپسولهای قرص شب پدرش را باز و خالی نمود، درونش را با پودر خاکستری رنگی با احتیاط پُر نمود و کنار لیوان آب گذاشت. اسپره‌ی تنفس پدرش را کاملا خالی نمود. گوشه‌ی شلنگ گاز بخاری را با ظرافت شکافت، قرص های خواب را کوباند و در فلکس کوچک چای ریخت    ®_ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ پیر ﺩﺧﺘﺮ باغ ’مهری‘
داستان کوتاه دلنویس خیس . 
مث همیشه ، رشت خیس ، آسمون گرفته فاز غم . اما یه غم عجیب که غربت موج میزد توش . چتر یه پیرزن گرفت کنج ابروی چپم ،
گفتم ؛ آخ
پیرزن ایستاد لبخندی زد با لحن شوخ طبعانه ای گفت؛ تقصیر خودت هست که قدت بانده 
 _ گفتم اشکالی نداره 
پیرزن پرسید؛ میدونی اسمش چیه؟ 
با تعجب نگاهش کردم و گیج شدم
گفت؛ حکمت 
من خیره بهش موندم که رفت و دور تر بین جمعیت گم شد ، واقعا چشمم درد گرفته بود از برخورد چتر ، 
چشمامو چند لحظه بستم و باز کردم خ
 
 
محله  امین الضرب در رشت
محله ای که میتوان آنرا به کتاب قصه ای قدیمی همچون هزار و یک شب توصیف کرد . 
این محله ، بافت سنتی و کوچه های خشتی خود را با رنگ و لعاب زندگی اتوماسیون و مدرنیته معاوضه نکرده . و گویی همچون کپسول زمان ، همه چیز درونش ثابت و ماندگار شده. این محله ی شهر رشت ، بیشتر مصداق خیابانی باریک و پر پیچ و خم است که دو سویش کوچه های بن بست و باز بسیاری دارد . و مشابه یک (،گذر) است که با وجود تمامی پیچ و تاب ها و خمیدگی هایش باز همراستای رو
iran_Adab va Nashr dasstani .   

                                  حواشی پیرامون  وزارت اارشاد اسلامی دولت تدبیر و امید  و اثری بنام  نیلیا» 
                             
 
       
 
تکنیک های داستان نویسی جدید در غرب، در ادبیات داستانی امروز ایران نیز تأثیر چشم گیری داشته است. نمودهای تکنیک های مدرن را می توان در داستان های کوتاه منتشر شده در چند سال اخیر یافت. از جمله ظهور روزنه ی باریکه ای از نور در ظلمات خفقان کلیشه های پرتکرار داستان نویسی خلاق کشورمان که با
 
      قسمتی از داستان بلند شهر خیس
  .    صفحه 262.  
   _در سینه‌ی سیاه و جَلاخورده‌ی شب، میان ستاره‌های پرنورِ سوسوزن، قُــرصِ کامل ماه، ساکت و مبهوت سینه‌ی آسمان را میساید و پیش میاید و هاله‌ای وسیع از نور را به هرسوی میتاباند.  خلوت آسمان را توده ابرِ کمین کرده‌ای در انتهای افق خط میزند که تیرگیش انگار برابتدای کوچه ‌ی میهن در دلِ محله‌ی ضرب خیمه زده است.  کوچه‌های باریک و بلند با دیوارهای خشتی وِ آجرپوش، از دست آسمانِ همیشه ابری و
من همه چیز رو به آقای بازپرس هم گفتم. چیزی دیگه ای ندارم. یعنی اصلاً دیگه چیزی نمونده بگم. اما حالا که این همه آدم اینجا جمع شدن و اینقدر مشتاق شنیدنن میگم. (مکث طولانی) انگار مجبورم که بگم.ما، یعنی من و همسرم، از دو هفته قبلش واسه ی یه سفر چند روزه برنامه ریزی کرده بودیم. می خواستیم با قطار بریم شمال. اوه راستی … سلام آقا! من بازم متأسفم که همسرتون و فرزند توی شکمش فوت کردن. واقعاً متاسفم. توی این شونزده ماه و بیست و پنج روز هر بار دیدمتون همین رو
نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟  مدرس شهروز براری صیقلانی _ مکان سالن همایش سردارجنگل رشت_ زمان 16دیماه 97نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟ مثل هر کار دیگری دراوایل باید بفهمیم که اصلاً نویسندگی چیست؟ نویسنده کیست؟ مراحل نویسنده شدن سخت است یا آسان؟ برای نویسنده شدن چه میزان عرق جبین و کد یمین لازم است؟نویسنده کسی است که می‌نویسد، همین. چه نامه بنویسید و چه طرح تجاری، چه مقاله بنویسید و چه رمان در هر صورت نویسنده‌اید.تصور می‌کنیم تاکنون جسته‌گ
داستان‌پانزدهم★           (جنون_مرگ)   __مهربانو  ، در امتداد شوم‌ترین و   کینه‌جویانه‌ترین اقدام زندگیش  حرکت کرد و  طبق نقشه ای از پیش تعیین شده ، کپسولهای قرص شب پدرش را باز و خالی نمود، درونش را با پودر خاکستری رنگی با احتیاط پُر نمود و کنار لیوان آب گذاشت. اسپره‌ی تنفس پدرش را کاملا خالی نمود. گوشه‌ی شلنگ گاز بخاری را با ظرافت شکافت، قرص های خواب را کوباند و در فلکس کوچک چای ریخت    ®_ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺁﺑﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ پیر ﺩﺧﺘﺮ باغ ’مهری‘
  
  توجه ؛  این متن  بدلیل تحت مالکیت بودن. و حق کپی  رایت  توسط  ناشر  ،  بصورت. جملات. رندوم Ran
یکرRandom  و تصادفی     از نرم افزار رایتین دمو   تهیه شده و نظم و نظام کلی و مفهومی و دستوری ان  مطابق نسخه ی اصل نمیباسد ،  این تنها راه به اشتراک گذاردن آثار برتری ست که ناشرین ان در ایران  حق مالکیت معنوی آثار را. در فدراسیون نشر اروپاه به ثبت رسانده اند و ما نیز بدلیل متعهد  بودن  و پ   پایبندی  به  قوانین    بریتانیا    موظف به رعایتش میباشیم. 
           داداستان کوتاه پوتین ی 
 
    کفشهر      
 
   {} مردمانی کفش پرست ، دمپایی بدست _#اپیزود اول
  امروز صاحبم دوباره مرا از توی جاکفشی بزرگ درون باغ در آورد. تازه داشتم به بقیه کفش ها پز می دادم که حالا حالاها قرار نیست از من استفاده ای بشود و من هم یک دل سیر می خوابم. ولی نخیر!!! باز شروع شد. به بندهایم قسم این بشر عاشق من است. آخر تقصیر من چیست که سیاه و سفیدم؟!!! شما بگویید مقصر منم که از نسل گورخرها هستم؟!
لبه دهانم را گشاد می کند، و پایش

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

ترجمه مقاله
مطالب اینترنتی مطالب اینترنتی مطالب اینترنتی مجله لیست آدرس و تلفن پزشکان متخصص وبلاگ مطالب اینترنتی آدرس و اسامی آرایشگاه حرفه ای خوب کابین هرمس alborzrayanek