نتایج جستجو برای عبارت :

دانا هم داند هم پرسد

پابه یازدهم انشا ضرب المثل دانا هم داند و هم پرسد نادان نداند و نپرسد
مقدمه:قطعا بار ها شنیده ایم که افرد باهوش و دانا هر چقدر که می دانند باز هم به دنبال کسب علم هستند و هیچ گاه از این شرایط خسته نمی شوند و همواره در پی آموختن هستند و ترجیح می دهند علوم خود را گسترش داده و به سوی کسب بی نهایت حرکت کنند، در صورتی که در نادان برعکس است.
تنه انشاء:فرد نادان ممکن است مسئله ای را آموخته باشد اما به تدریج ترجیح می دهد که مدام از آن استفاده کند و برای ا
داستان آموزنده از بهلول دانا
آورده اند که روزی زبیده زوجه ی هارون الرشید در راه بهلول را دید که با کودکان بازی میکرد و با انگشت بر زمین خط می کشید.
پرسید : چه می کنی؟
گفت : خانه می سازم.
پرسید : این خانه را می فروشی؟
گفت : آری.
پرسید : قیمت آن چقدر است؟
بهلول مبلغی ذکر کرد.
زبیده فرمان داد که آن مبلغ را به بهلول بدهند و خود دور شد.
بهلول زر بگرفت و بر فقیران قسمت کرد.
شب هارون الرشید در خواب دید که وارد بهشت شده به خانه ای رسید و چون خواست داخل شود او ر
داستان این کتاب از زبان دانا روایت می شود که در تعطیلات تابستان به همراه خواهرش درنا نزد عموی خویش به نام عمو مجید» در اصفهان می‌روند که یک دامپزشک است و در اداره کل دامپزشکی کار می‌کند.عمو مجید که دامپزشک موفق، خوش سیما و خوش بیانی است، دانا و درنا را برای آشنایی با حرفه دامپزشکی به بازدید از اداره دامپزشکی می‌برد و از نزدیک آنها را با وظایف یک دامپزشک در زمینه بهداشت مواد غذایی، کنترل و درمان بیماری‌های حیوانات، واکسیناسیون دام و طیور
داستان و حکایت جالب


داستانی امروز ماجرای دختری است که از
ناحیه لگن آسیب می بیند ولی اجازه نمی دهد کسی به او دست بزند تا درمانش
کند تا اینکه حکیمی دانا راه درمان این دختر را پیدا میکند. داستان حکیم
دانا را در ادامه بخوانید.پایگاه سلامت دانش آموزی لارستان
اوایل فیلم جایی باز از وودی می‌پرسد که چطور می‌فهمی که چه کاری را باید انجام دهی؟ وودی به او می‌گوید که به وجدانم گوش می‌دم، اما باز اولین بار است این کلمه را می‌شنود و با تعجب از وودی می‌پرسد وجدان چیست و جواب می‌شنود صدایی در درون هر کسی، اما بازِ اسباب بازی فکر می‌کند صدای درونش همان صداهای ضبط شده روی حافظه‌اش هستند، که با فشردن دکمه‌ی روی سینه‌اش بارها و بارها تکرار می‌شوند. در طول داستان چندین بار باز به بن‌بست می‌خورد و برای ر
روزی دوستی از ملانصرالدین پرسید : ملا ، آیا تا بحال به فکر
ازدواج افتادی ؟
ملا در جوابش گفت : بله ، زمانی که جوان بودم به فکر ازدواج افتادم.
دوستش دوباره پرسید : خب ، چی شد ؟
ملا جواب داد : بر خرم سوار شده و به هند سفر کردم ، در آنجا با دختری آشنا شدم که بسیار زیبا بود ولی من او را نخواستم ، چون از مغز خالی بود !!!
به شیراز رفتم : دختری دیدم بسیار تیزهوش و دانا ، ولی من او را هم نخواستم ، چون زیبا نبود.
ولی آخر به بغداد رفتم و با دختری آشنا شدم که هم بس
در کلیسا، جک از دوستش ماکس می پرسد : فکر می کنی میشه هنگام دعا کردن سیگار کشید؟» ماکس میگه: چرا از کشیش نمی پرسی؟»
جک نزد کشیش می رود و می پرسد: می توانم وقتی در حال دعا کردن هستم، سیگار بکشم.» کشیش پاسخ می دهد: نه، پسرم، نمیشه . این بی ادبی است.»
جک نتیجه را برای دوستش ماکس بازگو می کند. 
ادامه مطلب
انشا ادبی درباره محبت و نفرت
انشا ادبی در مورد محبت و نفرت
انشا در مورد محبت و نفرت 
فقط توی فیلم ها نیست که می بینیم، آن هایی که نفرت می ورزند دچار چه صدماتی می شوند. یا بر عکس، آن هایی که نسبت به دیگران و یا حتی حیوانات محبت می کنند ، چه آرامش عمیقی دارند. اگر دقت کنیم  نمونه ی این آدم ها را در زندگی واقعی هم می بینیم. من که استعداد  کارآگاه بازی ندارم.
اما همین همسایه طبقه بالایی ما درِ گوشی برای مادرم  تعریف می کرد: آنقدر از خواهرِ شوهرش متنفر
قصه کودکانه موش تنبل و کلاغ دانا
یکی بود یکی نبود کپل بچه موشی بود که با برفی برادرش، پدر و مادرش در لانه شان در صحرا زندگی میکردند.
کپل خیلی تنبل بود و تمام مدت روی صندلی مخصوصش نشسته بود و از خوراکی هایی که آنها به لانه میآوردند میخورد و ایراد میگرفت :اینها چیه دیگه؟ یه چیز خوشمزه تر بیارید!
.آن ها از دستش خسته شده بودند و هر چه اعتراض می کردند فایده ای نداشت.
تااینکه یک روز که کپل بیرون لانه در حال استراحت در آفتاب بود وبقیه داخل لانه بودند با
  داستان پیوند کووالانسی  تعریف: هرگاه دو یا چند نا ف با به اشتراک گذاشتن یک یا چند الکترون به آرایش گاز نجیب نزدیک خود برسند پیوند کووالانسی ایجاد می شود.در تشکیل پیوند یونی آموختیم ف به ناف الکترون می دهد تا هر دو به آرایش الکترونی گاز بی اثر نزدیک خود برسند.حال تصور کنید در ظرفی فقط گاز کلر است و هیچ فی نیست تا به اتم های کلر الکترون بدهد تا آنها به آرایش گاز نجیب نزدیک خود برسند!شروع داستان:اتم های کلر که همه در لایه آخرشان هفت ال
 پادشاهی پس از اینکه بیمار شد گفت: نصف قلمرو پادشاهی ام را به کسی می دهم که بتواند مرا معالجه کند. تمام آدم های دانا دور هم جمع شدند تا ببیند چطور می شود شاه را معالجه کرد،اما هیچ یک ندانست. تنها یکی از مردان دانا گفت :که فکر می کند می تواند شاه را معالجه کند.اگر یک آدم خوشبخت را پیدا کنید، پیراهنش را بردارید و تن شاه کنید، شاه معالجه می شود.شاه پیک هایش را برای پیدا کردن یک آدم خوشبخت فرستاد.آن ها در سرتاسر مملکت سفر کردند ولی نتوانستند آدم خوش
!"نقل است ساربانی در آخر عمر خود،شترش را صدا می‎زند و به دلیل اذیت و آزاری که بر شترش روا داشته از شتر حلالیت می طلبد. یکایک آزار و اذیت‎هایی که بر شتر بیچاره روا داشته را نام می‎برد. از جمله؛ زدن شتر با تازیانه، آب ندادن، غدا ندادن، بار اضافه زدن و.همه را بر می‎شمرد و می‎پرسد آیا با این وجود مرا حلال می‎کنی؟شتر در جواب می‎گوید همه اینها را که گفتی حلال می‎کنم، اما یک‎بار با من کاری کردی که هرگز نمی‎توانم از تو درگذرم و تو را ببخشم.
ادامه
پسر گرسنه اش است ، شتابان به طرف یخچال می رود
در یخچال را باز می کند
عرق شرم .بر پیشانی پدر می نشیند
پسرک این را می داند
دست می برد بطری آب را بر می دارد. کمی آب در لیوان می ریزدصدایش را بلند می کند ، " چقدر تشنه بودم "پدر این را می داند پسر کوچولواش چقدر بزرگ شده است
 
- پشت به من می کند و زانوهایش را بغل می گیرد. ناگهان صدای گریه اش فضا را غم آلود می کند. نزدیک اش که می شوم، دستهایم را می گذارم روی شانه هایش، شانه هایَش را خالی می کند و سوالهایی را می پرسد که خودش بارها و بارها در خلوت اش به آنها پاسخ داده. اما انگار دلش می خواهد از "زبانی دیگر" حرفی تازه بشنود.
 
- صدایَش می لرزد و می گوید:
دلم می خواهد یک نفر به من بگوید دوست داشتن انسانی کیلومترها دور از خود، کار اشتباهی ست؟ اینکه اگر روزی او را ببینم تصمیم دار
دوست داینا به مسافرت رفته است، داینا به او قول داد تا از سگش مراقبت کند. او خیلی هیجان زده است . او می داند که مراقبت از یک سگ سرگرمی جالبی است و البته می داند که اینکار زحمت دارد.
 
داینا باید هر روز به سگ کوچولو غذا بدهد، زیرا او همیشه گرسنه است. سگ قهوه ای هر روز کلی غذا می خورد و هر روز بزرگتر و بزرگتر می شود.
 
داینا باید هر روز به او یک ظرف آب بدهد. آب تازه و خنک خیلی دلچسب است. بعضی وقتها هم سگ کوچولو دو تا ظرف آب می خورد.
 
مراقبت از سگ کوچولو
 
 سفیر انگلیس در دهلی از مسیری در حال گذر بود که یک جوان هندی، لگدی به گاوی میزند "گاوی که در هندوستان مقدس است"!
فرماندار انگلیسی پیاده شده و به سوی گاو میدود و گاو را میبوسد و تعظیم می کند!
بقیه مردم حاضر که می بینند یک غریبه اینقدر گاو را محترم می شمارد در جلوی گاو سجده میکنند و آن جوان را به شدت مجازات می کنند. همراه فرماندار با تعجب می پرسد؛
چرا این کار را کردید؟!
فرماندار می گوید؛
لگد این جوان آگاه می رفت که فرهنگ هندوستان را هزار سال جلو بین
شما اگر به رفتار کودک توجه کنید می بینید هی از شما (که Oracle باشید) سوال میپرسه که این چیه و اون چیه!
اگر دقت بفرمایید، سوالات پرت و پلا از شما می پرسه (Exploration). هر چی بچه بزرگتر میشه یاد
میگیره سوالات بهتری از شما بپرسه تا بدون سر رفتن حوصله شما و اعصاب خوردی (Question Budget)
به جوابی که می خواد برسه. این مسئله مهمی است که شما سوال خوب بپرسی،
چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود: و حسن السؤال نصف
العلم؛ خوب پرسیدن نیمی از علم است» و حضرت علی (ع
مقاله آموزش کارآفرینی


کارآفرینی به عنوان مهمترین ابزار تولید شغل و کاهش بیکاری همواره مورد توجه پژوهشگران و تگذاران کشور اهمیتی فزاینده یافته است.با
وجود تحقیقات گوناگونی که در حوزه مذبور انجام شده، هنوز این سوال مطرح
می‌باشد که آیا کارآفرینی قابل آموزش است؟ با توجه به اهمیت موضوع فوق
الذکر، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آموزش در کارآفرینی می‌باشد.تحولات دهه ۹۰، آموزش پذیری کارآفرینی را با چالش مواجه ساخته و رویکرد کارجویی به کارآف
قصه کلاغ خبرچین
در جنگلی بزرگ و زیبا ، حیوانات مهربان و مختلفی زندگی می کردند .
یکی از این حیوانات کلاغ پر سر و صدا و شلوغی بود که یک عادت زشت هم داشت و آن عادت زشت این بود که هر وقت ،کوچکترین اتفاقی در جنگل می افتاد و او متوجه می شد، سریع پر می کشید به جنگل و شروع به قارقار می کرد و همه حیوانات را خبر می کرد . هیچ کدام از حیوانات جنگل دل خوشی از کلاغ نداشتند. آنها دیگر از دست او خسته شده بودند تا این که یک روز کلاغ خبر چین وقتی کنار رودخانه نشسته بو
پایه هشتم انشا با موضوع اگر معلم نگارش بودم
مقدمه:معلمی یکی از بهترین شغل هایی است که هر کسی می تواند انتخاب کند و در ادامه به فرد موفقی در جامعه تبدیل شود که از نظر دیگران نیز درخور احترام واجبی است، چون معلمی شغل پیامبران است و ما باید همواره به این شغل و افرادی که آن را انتخاب می کنند احترام بگذاریم.
تنه انشاء:اگر این نکته را بیاموزیم که معلم ها همواره می توانند بهترین راهنمای ما در هر وضعیت و هر شرایطی باشند، اگر احساس می کنیم که ممکن است د
دوست داینا به مسافرت رفته است، داینا به او قول داد تا از سگش مراقبت كند. او خیلی هیجان زده است . او می داند كه مراقبت از یك سگ سرگرمی جالبی است و البته می داند كه اینكار زحمت دارد.
داینا باید هر روز به سگ كوچولو غذا بدهد، زیرا او همیشه گرسنه است. سگ قهوه ای هر روز كلی غذا می خورد و هر روز بزرگتر و بزرگتر می شود.روانشناس کودک _ فرهاد فرخی
  نشسته‌ایم تو سونای خشک. ساعت شنی، شن‌های نارنجی را از لوله بالایی آهسته می‌فرستد سمت لوله پایین. چند نفری که روی سکوهای بالایی نشسته‌اند، چشم می‌چرخانند تا زودتر شن‌ها از لوله بالایی خالی شود. گرما به‌ صورتمان و تنهایمان می‌خلد. سه‌نفری که روبه‌روی ما روی زمین، پایین سکوی اول نشسته‌اند، بلند بلند حرف می‌زنند.ـ دیروز رفت بالا، بعد دوباره کشید پایین.ـ چقدر باید بریزی روش.یکی‌شان که شکم ستبر و گنده‌ای دارد و نافش مثل قراول شکم، سی‌
مردی با دوچرخه به خط مرزی می‌رسد. او دو کیسه بزرگ همراه خود دارد. مأمور مرزی می‌پرسد: در کیسه ها چه داری؟»
او می‌گوید: شن.»
مأمور او را از دوچرخه پیاده می‌کند و چون به او مشکوک بود، یک شبانه روز او را بازداشت می‌کند. ولی پس از بازرسی فراوان، واقعاً جز شن چیز دیگری نمی‌یابد. بنابراین به او اجازه عبور می‌دهد. هفته بعد دوباره سر و کله همان شخص پیدا می‌شود و مشکوک بودن و بقیه ماجرا. این موضوع به مدت سه سال هر هفته یک بار تکرار می‌شود و پس از آن
دانشجویان گرامی، لازم است پاسخ سؤالات زیر را به صورت تایپ شده و با صفحه جلد شامل نام و نام خانوادگی، نام درس، شماره دانشجویی با عنوان " پاسخ آزمون پایان ترم درس آموزش علوم تجربی و مطاعات اجتماعی" در تاریخ 22/4/96 در ساعت امتحان ارائه دهید. ضمناً گزارش کارورزی جداگانه در همان روز تحویل شود.
1- آموزگاری می خواهد تغییرات فیزیکی و شیمیایی را تدریس نماید. با توجه به روش نگارش برنامه ریزی تدریس ارائه شده در کلاس به این آموزگار کمک کنید تا یک برنامه تدر
داستان ضرب المثل دشمن دانا به از نادان دوست


 


کاربرد ضرب المثل:


ضرب المثل دشمن دانا به از نادان دوست کنایه به افرادیست که در انتخاب دوست اشتباه می‌کنند و گرفتار می‌شوند.

چیک دانلود|دانلود رمان|دانلود رمان جدید
آیا می توان به خدا اعتقاد نداشت؟
عده ای هستند که معتقدند جهان هستی و همه ی موجودات و رویدادهای آن بصورت اتفاقی پدید آمده و آفریدگاری ندارد !!!
فارغ از هر تعصب قومی، دینی، مذهبی و اعتقادی، آیا به راستی می توان چشم را بر عظمت خلقت و نظم حاکم بر آن بست و آنرا بدون خالق فرض کرد؟ آیا می توان چشم را بست و عظمت کهکشان ها، ستارگان و سیارات، فضای پر رمز و راز بین آنها و گستردگی بی نهایتشان را معلول پدیده ای تصادفی دانست؟ آیا می شود چشم را بست و عظمت خلقت
داستانضرب المثل دشمن دانا به از نادان دوست
کاربرد ضرب المثل:
ضرب المثل دشمن دانا به از نادان دوست کنایه به افرادیست که در انتخاب دوست اشتباه می کنند و گرفتار می شوند.
داستان ضرب المثل:
در زمانهای گذشته، پادشاهی در شهری حکومت می کرد که بسیار رئوف و مهربان بود، پادشاه به ضعیفان کمک می کرد و جلوی زورگویی ثروتمندان زورگو را می گرفت. این پادشاه به خاطر رفتار منحصر به فردش دشمنان بسیار زیادی داشت. بسیاری از دشمنان او طی سال ها در لباس نگهبان حرمسرا
مقاله آموزش کارآفرینی
 
 
کارآفرینی به عنوان مهمترین ابزار تولید شغل و کاهش بیکاری همواره مورد توجه پژوهشگران و تگذاران کشور اهمیتی فزاینده یافته است.با وجود تحقیقات گوناگونی که در حوزه مذبور انجام شده، هنوز این سوال مطرح می‌باشد که آیا کارآفرینی قابل آموزش است؟ با توجه به اهمیت موضوع فوق الذکر، هدف پژوهش حاضر بررسی نقش آموزش در کارآفرینی می‌باشد.تحولات دهه ۹۰، آموزش پذیری کارآفرینی را با چالش مواجه ساخته و رویکرد کارجویی به کارآف
آیا می توان به خدا اعتقاد نداشت؟
عده ای هستند که معتقدند جهان هستی و همه ی موجودات و رویدادهای آن بصورت اتفاقی پدید آمده و آفریدگاری ندارد !!!
فارغ از هر تعصب قومی، دینی، مذهبی و اعتقادی، آیا به راستی می توان چشم را بر عظمت خلقت و نظم حاکم بر آن بست و آنرا بدون خالق فرض کرد؟ آیا می توان چشم را بست و عظمت کهکشان ها، ستارگان و سیارات، فضای پر رمز و راز بین آنها و گستردگی بی نهایتشان را معلول پدیده ای تصادفی دانست؟ آیا می شود چشم را بست و عظمت خلقت
متن روان خوانی و تمرین دیکته درس صـ ص
گل زیبا ابتدا چندبار از روی متن زیر بخوان سپس نوشتن کلمات جدید را تمرین کن .
 
به نام خدایی كه چهار فصل را آفرید. 
فصلِ بهار درختان  پر  از  شكوفه  می شوند.
آسمان صاف و آبیِ دریا بسیار  زیبا و دیدنی  اَست.
صادق  و صابر  برادران  دو قلو  هستند.
آن ها  در كلاسِ اوّل  درس  می خوانند.
این  دو برادر  با  صدایِ مادر  اَز خواب  بیدار  می شوند.
دست و صورتِ خود  را

آخرین مطالب

آخرین جستجو ها

ترجمه مقاله All my art حسابداران برتر نارون تفسیر موضوعی قرآن کریم آموزش ایلوستریتور فرادرس غرور باده کهن یادآوری.... چی به چیه ان الله یامربالعدل والاحسان.هدایت بجزنیکی وعدل نیست ودین جزتعقل دراین امر نیست.علم چندان که بیشتر خوانی.چون به حق نگروی تونادانی